برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

.
سعید فر(1384) در پایان نامه دکترای خود با عنوان ارزیابی روش های تعیین وضعیت مرتع در مراتع استپی استان اصفهان، روش های چهار فاکتوری، چهار فاکتوری تعدیل شده، شش فاکتوری، شش فاکتوری تعدیل شده، پوشش گیاهی و خاک و روش مشاهده و تخمین را بررسی نمود و روش ارزش مرتع را برای تعیین وضعیت نادیده گرفته است و در تحقیق خود از این روش استفاده نکرد . و به این نتیجه رسید که در منطقه مورد مطالعه هیچ یک از روش ها توانایی لازم را در ارزیابی صحیح وضعیت بروز نداده اند و حتی در برخی موارد وضعیت را بین دو تا سه طبقه پایین تر ارزیابی کرده اند. در این رویشگاه تنها در 22/22 موارد ارزیابی ها صحیح انجام شده است.
سلیمانی (1384) در تحقیقی تحت عنوان انتخاب مناسب ترین روش تعیین وضعیت مرتع بر اساس شاخص تولید در مراتع کبیر کوه زاگرس، روش چهار فاکتوری، شش فاکتوری، کلیماکس، پوشش گیاهی و خاک و ارزش مرتع را بررسی نمود و نتیجه را این طور بیان نمود: از آنجائیکه قطرتاج پوشش و درصد پوشش تاثیر بسیار زیادی در روش ارزش مرتع دارد و به علت اینکه روش کاملاً کمی بوده و قضاوت و نظر کارشناس در آن دخالتی ندارد برای تعیین وضعیت مراتع در مناطق مرطوب و نیمه مرطوب بهترین روش است.
مریدی (1384) در تحقیقی رابطه تنوع تولید و وضعیت را در گراسلندها و بوته زارهای زاگرس بررسی نمود. در این مطالعه با مقایسه سه روش چهار فاکتوری، شش فاکتوری و ارزش مرتع به این نتیجه رسید که روش ارزش مرتع به علت مطابقت با وضعیت موجود و نیز دارا بودن مزایای متعددی از جمله عدم وابستگی به پوشش کلیماکس، بهترین روش تعیین وضعیت در منطقه مذکور می باشد.
مهدوی و همکاران (1384) به منظور انتخاب مناسب ترین روش تعیین وضعیت در رویشگاه های مرتعی اینچه برون استان گلستان، سه روش شش فاکتوری، چهارفاکتوری و ارزش مرتع را با تاکید بر شاخص های تنوع و غنای گونه ای مورد ارزیابی قرار دادند. تجزیه و تحلیل ها نشان داد که به علت اختلاف ناشی از دامنه امتیازات منظورشده در هر روش، از لحاظ کمی و عددی در بین روش ها اختلاف معنی دار وجود دارد لیکن تمامی روش ها در ارزیابی سایت ها به لحاظ کیفی با هم اختلاف معنی داری ندارند. همچنین هر سه روش به لحاظ شاخص تنوع و غنا اختلاف معنی داری نشان ندادند، این عدم اختلاف نشان دهنده این است که تعیین وضعیت براساس معیارهای یاد شده امکان پذیر است.
باغی و مصداقی(1385) در بررسی تنوع الگویی مکانی گونه های مهم مرتعی پارک ملی گلستان و مناطق همجواربه این نتیجه رسیدند که حداکثر غنای گونه ای در منطقه ای قرار می گیرد که بطور متوسط مورد چرای دام قرار می گیرد و علت این امر را کاهش رقابت بین گروه ها و گونه های مهاجم می داند و متذکر شده است که باید به گونه های یکساله و کم ارزش بها و وزن کمتری در محاسبات داده شود تا غنای گونه ای بطور غیر واقعی دراین مناطق بالا نرود.
صدقی(1385) در بررسی و انتخاب مناسب ترین روش تعیین وضعیت و ظرفیت در مناطق خشک و بیابانی یزد به این نتیجه رسید که از بین 4 روش تعیین وضعیت مرتع ،بهترین روش ، روش ارزش مرتع می باشدو معتقد است که این روش با شرایط مناطق خشک و بیابانی سازگار می باشد.
2-2-تحقیقات انجام شده در خارج
طبق مدل توالی هر مرتعی دارای یک حالت باثبات کلیماکس یا مرحله اوج است که در صورت عدم چرای دام به آن مرحله خواهد رسید. جهت توالی همواره به سمت کلیماکس است (در صورت عدم وجود عوامل مخرب) و فرآیندی مداوم و بدون وقفه است. مصداقی-الف 1377).
سامپسون (1917) عکس العمل گیاهان و جوامع گیاهی به چرای دام را تشریح و گیاهان را به سه دسته زیاد شونده، کم شونده و مهاجم تقسیم کرد. وی نسبت حضور این گونه ها را در مرتع نشان دهنده سلامت یا تخریب مرتع معرفی کرد.
روش های رایج تعیین وضعیت مرتع ریشه در عقاید سامپسون (1917) دارند. او اولین کسی بود که دانش طبقه بندی وضعیت را ایجاد کرد. وی کلاس های وضعیت مرتع را با مراحل توالی ثانویه که در اثر چرای دام به وجود می آید مرتبط می دانست. وی در مطالعات خود چهار مرحله کلی را در توالی گیاهان تشریح کرد که مطابقت زیادی با کلاس های وضعیت یعنی عالی، خوب، متوسط و فقیر داشت. مدل وی بر اساس مفاهیم توالی که به وسیله کلمنتز (1916) بیان شده بود پایه ریزی شد.
پارکر (1954) در مراتع جنگلی طبقه بندی جدیدی را برای تعیین وضعیت مرتع ارائه کرد که بر اساس تولید دامی و پایداری خاک پایه گذاری شده بود و مشابه با واژه های گیاهان کم شونده، زیاد شونده و مهاجم، گروه های گیاهی مورد توجه زیاد، مورد توجه متوسط ومورد توجه کمتر را پیشنهاد کرد و برخی از ویژگی های اکولوژیک گیاهان مثل کیفیت علوفه، خوشخوراکی و یا خصوصیات ریشه گیاهان را در طبقه بندی خود در نظر گرفت.
گوبل و کوک (1960) ، در تحقیقی که در جنوب ایالت یوتا انجام گرفت تاثیر وضعیت مرتع بر شادابی گیاهان و کیفیت علوفه را مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که وضعیت مرتع عامل موثر بر میزان تولید و کیفیت علوفه است و مراتع فقیر علوفه کمتر و با کیفیت پایین تری نسبت به مراتع خوب تولید می کنند.
جانسون و رید (1964) در مطالعاتی که در مراتع جنگلی کولورادو صورت گرفت براساس میزان نسبی گیاهان علوفه ای مرغوب، نسبت به طبقه بندی وضعیت اقدام نمودند و اظهار داشتند به علت اینکه تولید زیاد گیاهان علوفه ای مرغوب هدف اصلی مدیریت مرتع است بنابراین تولید بالای گیاهان مرغوب در یک سایت به عنوان وضعیت خوب و تولید پائین به عنوان وضعیت ضعیف تعریف می شود.
اودوم (1965) در کتاب شالوده بوم شناسی اظهار می دارد تنوع گونه ها در جامعه های مناطق ثابت ، مانند جنگلها ی مرطوب مناطق حاره، بیش از جوامعی است که دستخوش تغییر طبیعی فصول سال هستند، یا احیاناً به دست بشر گهگاهی تغییر می یابند.
اسمیت (1979) به این نتیجه رسید که روش های به کاربرده شده برای طبقه بندی کلاس های وضعیت مرتع ناقص است و باید اصلاح شود وی اظهار داشت که وضعیت مرتع براساس شرایط کلیماکس در اصطلاحات مدیریت مرتع معنی دار نبوده و به کار بردن طبقات کلیماکس و زیرکلیماکس (نزدیک کلیماکس) برای اهداف مدیریت اراضی در مراتع با کلاس های وضعیت پائین مناسب نیست.
والکر و لودویک (1981) پی بردند در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری،کاهش زیاد در میزان تنوع ،موجب تغییر پوشش از گراسهای غالب بسوی گیاهان چوبی خواهد شد.
ویلسون و توپر (1982) تغییرات سه فاکتور را برای تعیین وضعیت مرتع ملاک عمل قرار دادند که عبارتند از : 1) تغییر در پوشش گیاهی(ترکیب، پوشش، هجوم گیاهان خشکی پسند) ، 2) تغییر در خصوصیات و خواص خاک (نفوذپذیری، میزان عناصر عالی و معدنی، ثبات یا پایداری) و 3) تغییر خصوصیات تولید (تولیدات حیوانی، بازدهی آب، زیستگاه حیات وحش میزان سازگاری).
موزلی و همکاران (1986) برای تعیین وضعیت مرتع در چمنزارهای کوهستانی آیداهوی مرکزی از داده های فرکانس استفاده نمودند. آنها در این روش با محاسبه درصد حضور هر یک از گونه ها در داخل پلات و با استفاده از روش آنالیز جدا کننده، مراتع منطقه را به سه کلاس وضعیت خوب، متوسط وضعیف طبقه بندی کردند.

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوع فرآیندها و شیمیایی
دسته بندی : علمی